زندگی اتفاقاتی است که انسان را متحیر خود می سازد

روزی کسی تو را به بازی میگیرد

بی آنکه بخواهد بازی کند

روزی کسی از تو می گوید بی آنکه از تو بداند

و تو می شنوی بی آنکه بفهمی

و هنوز نمی دانی روزگار ما پیچده تر از کلاف بافتنی مادربزرگ هاست

کلاف کاموا سری دارد و به انتهایی منتهی

اما سرنوشت این روزگار مبهم  تر از نگاه من است

 

/ 41 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام درباب نوشته شما هرچه فکر کردم کمتر به ذهنم رسید که چه بگویم سربلند و سر افراز باشید

مهدی

چرا برای پیام من پرچم آمریکا اومد؟

سینا

سلام ببخشید دیر اومدم [گل][گل][گل][گل]

یه مسافر خسته

سلام وحیده عزیزم امیدوارم لحظات به کامت باشه [گل] اومدم حالتو بپرسم[لبخند]

آوای سکوت

سلام عزیزم . وبلاگ جالبی داری . لطفا به منم سر بزن و اگه باتبادل لینک موافق بودی خبرم کن .

mojesoda

پشت دریاها شهری ست! قایقی باید ساخت .