پسر جوان، وقتى پاى سفره عقد نشست و حاضر شد مهریه همسرش را پانصد هزار شاخه گل سرخ و یک جلد دیوان شمس تبریز به خط خودش در نظر بگیرد، نمى دانست چند سال بعد باید چند هزار بیت شعر دیوان شمس را بنویسد .
چندى پیش، زنى جوان به دادگاه خانواده مراجعه و با ارائه دادخواست طلاق به قاضى گفت: چند سال پیش بود که جوان مهندسى به خواستگارى ام آمد. از همان اول تصمیم گرفتم که بناى زندگى مان را بر پایه تفاهم و عشق و عرفان بگذارم این بود که براى مهریه ام، پانصد هزار شاخه گل سرخ و دیوان شمس به خط شوهرم و چهارده سکه بهار آزادى تعیین کردم. فکر مى کردم اگر او
حاضر شود چنین مهریه اى را بپذیرد، باید از اندیشه بالایى برخوردار باشد 
وى گفت: او هم پذیرفت و ما بعد از ازدواج، زندگى مشترکمان را آغاز کردیم. دراین مدت با اینکه از نظر عقیدتى میان من و شوهرم تفاوتهایى بود و گاهى مشکل پیدا مى کردیم ولى من سعى مى کردم با گذشت باعث حفظ زندگى مشترکم شوم.
وى ادامه داد: تا اینکه بعد از چند سال، روز به روز بر اختلاف میان من و اواضافه شد و شوهرم و من به این نتیجه رسیده ایم که دیگر امکان ادامه این زندگى وجود ندارد و به همین علت من به دادگاه خانواده مراجعه کرده و تقاضاى دریافت مهریه و طلاق دارم .
با درخواست این زن جوان، قاضى دستور احضار این مرد را به دادگاه داد. این مرد جوان در برابر قاضى دادگاه خانواده گفت: آقاى قاضى! من و همسرم با اینکه از ابتدا سعى داشتیم تا پایه هاى زندگى مشترکمان را استحکام ببخشیم موفق نشدیم و به همین علت من هم فکر مى کنم بهتر است تا از یکدیگر جدا شویم .
وى گفت: طبق مهریه اى که براى همسرم تعیین کرده ام، باید دیوان شمس را به خط خودم براى او بنویسم و پانصدهزار شاخه گل به او بدهم .
قاضى نحوى پس از استعلام از اتحادیه گل فروشان، قیمت پانصدهزار شاخه گل را که بخشى از مهریه عروس جوان بود، یکصدوپنجاه میلیون تومان محاسبه کرده و در حکمى به داماد جوان اعلام شد که وى موظف به پرداخت یکصدو پنجاه میلیون تومان قیمت پانصد هزار شاخه گل سرخ چهارده سکه بهار آزادى و نوشتن از روى اشعار دیوان شمس تبریزى است.

/ 22 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پری گلی

وحیده این تبلیغات وبت نمیذاره من من هیچی بخونم[گریه][گریه]

صدف

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها اونم چه مشکلاتی! وحیده عزیزم آپم و منتظرت. راستی شما هم هر وقت آپ کردی خوشحال می شم خبرم کنی

مینا

سلام وحیده جون [گل] وبلاگ قشنگی داری خوشحال میشم به من هم سر بزنی.[پلک]

دیجی عزراییل

سلام...به علت نوسات قیمت سکه ...مهریه از دیه سنگینتر است الان قظاوت با شماست

دلداده

سلام وحیده جون خوبی ؟ نشد پست جدیدتو بخونم ! [ناراحت] به خصوص که عنوانش "سخنی با خدا " ست ! [قلب] آخه کلی عکسو نوشته ی تبلیغاتی رو نوشته های اول بالای صفحه ی وبته ! [تعجب] یه کاریش بکن ! [سوال] موفق باشی عزیزم [ماچ]

صادق

سلام ابجی گلم به قول قدیمیها هرکه هندوانه بخوره باید پای لرزش بشینه حقش بود با این کارش [نیشخند]