پشت هیچستانم

به سراغ من اگر می آیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ های هوا،پر قاصد هایی است

که خبر می آرند،از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک.

روی شن ها هم،نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح

به سر تپه ی معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان ،چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی،سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است.

به سراغ من اگر می آیید،

نرم و آهسته بیایید،مبادا ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من.

سهراب سپهری

 

/ 70 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خردبان

بر سر تربت من بی می و مطرب منشین! بسیار زیبا . با دو فکاهی از ابوالقاسم حالت در خدمتم

مرتضی

سلام ممنوم از مطلب زیبای شما شعر قشنگی بود دوست عزیز

شهرام

سلام دوست عزیزم ممنون که اومدی و نظر ارزشمندتو به یادگار گذاشتی. همیشه منتظرتون هستم یادگاری من: [گل]دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ...(حضرت عیسی مسیح)[گل]

یک رهگذر

روز آخر دلم شکست؛ دوباره اشک بر چشمانم نشست؛ روز آخر باز در راه است؛ در دورها روشنی یک ماه است...[گل]

آوای سکوت

من در آینه رخ خود دیدم ... سلام . آپم . خوشحال میشم بهم سر بزنین . منتظرمــــــــــــا . [گل]

tannaz

شعر قشنگی بود ممنون که دعوتم کردید بای تا های

باران

سلام وحیده جونم خوبی؟؟؟ شرمنده ام که دیر اومدم..[شرمنده] شعر زیبایی بود [بغل][بغل][بغل][گل][گل][گل] راستی به روزم....

نازنین

شعر خوبیو انتخاب کردی[لبخند]خوشحال می شم بهم سر بزنی.