آشنا

من خدا را دیده ام
بین تابش های نور
روی اکلیل دعا
عمق دریا های شور

آشنا و مهربان
مثل شبنم روی گل
مثل ذرات عبور
روی تنهایی پل

جاری و بی انتها
روی امواج غروب
زیر پرهای نسیم
آبی و تنها و خوب

در سکوت لحظه ها

می شود نزدیک من
مثل خونی در رگم
در شب تاریک من

دانه های سبز عشق
در تمام جان من
مانده جای خنده ای
در غم پنهان من

رو به رویم شاپرک
می پرد تا بیکران
پوستم گل می دهد
غنچه های بی زبان

روی این سکوی دل
پله پله تا بلور
می روم اما کمی
و حشت از مرز عبور


سر به ایوانش زدم
او صدایم را شنید
بین گنجشکان من
یک نفس تااو پرید

قلب من یک قاصدک
او چنان نوری عظیم
شرم مانده در تنم
از زمانهای قدیم

آرزوها را فقط
لا به لا و تو به تو
پرده پرده می زدم
تا هوای جستجو

روی این حوض حضور
من چو خاکستر شدم
یا گیاهی بوده ام
این زمان پرپرشدم

من فقط بازیچه ام
روی گرداب امید
انتظار و انتظار
فکر فردای سپید

من که همپای دعا
آمدم تا این حریر
جای خواهش مانده است
ای خدا دستم بگیر ....

__________________

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢۸ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ توسط وحیده نظرات ()

ماه رمضان شد،  می و میخانه  برافتاد                                                                           

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

 افطار به می کرد برم پیر خرابات

 گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

 با باده وضو گیر که در مذهب رندان

 در حضرت حق این عملت بارور افتاد 

 

صدای پای ماه رمضان می آید. به یمن آمدنش جان حلاوتی تازه یافته است.طبل وجودم می نوازد .تمام ذرات وجودم را بدین ضیافت بشارتی داده شده است.اکنون هنگام در رسیده است. موسم است. موسم رمضان. موسم عبادت و شستشوی جان در نهر پاک رمضان است.رمضان چونان کوره ای است که هستی آدمی را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد.اینک هنگامه ای است که در طول یک ماه ضیافت الهی، من حقیقی انسان که در سایه من های دروغین قرار گرفته است مجالی دوباره می یابد تا از حصار و سایه برون آید و خویشتن آدمی گردد. ان شاء الله که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد .

و اما در این ماه دعا کردن در حق یکدیگر فراموشمان نشود.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٩ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ توسط وحیده نظرات ()

زندگی

من بر روی میزی چوبی...

بر روی میز،قلم و کتاب و قرآن!

روی میز آبشار زندگی جریان دارد!

-زندگی چیست؟آبشار زندگی دیگر چیست؟

خدا خود زندگیست!زندگی یعنی میز چوبی،زندگی یعنی قلم!

زندگی جاده است!زندگی جاده ایست برای رسیدن به معنی زندگی!برای رسیدن به خدا!

جاده ی پر پیچ و خم ساده ی زیبا،زندگیست!

 

 

 

 

       هورا هوراهوراهوراهورا    تشویق

               تشویق    راستی فردا شب تولدمه       تشویق

                 هورا  هورا هورا هورا  هورا      

      

                                                       

 

                                                 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱۱ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط وحیده نظرات ()

Design By : Pichak